رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۸۰ : می شود از خنده ات چشم بد از عشق دور

می شود از خنده ات چشم بد از عشق دور
می کند آن عشوه ها آتش سودا به گور
خانه ی رویا روم شب به شب از خامشی
از دم این خامشی نور نمایی صدور
این دل خوش را بگو خوش تر از این ها شود
چون که تو خوش می کنی دل به دو صد چشمه نور
روح عیان تر شود، حلقه ی دیگر رود
دایره ای در میان، جمعیّتی در عبور
سایه ببازد عنان، یار نماید رخی
ماه تمنّا کند، نعره زند از حضور
شهد دهی کام را، نام به یاد آوری
آه چه سان بوده ام زان همه صوت بلور
شاهد معنا توئی، از خردم بازگو
زان خرد معنوی با نفس روح جور
حلمی رویانشین حقّ به کلام آوری
راست شود زین سبب چشم بد از عشق دور
پیمایش کتاب