رفتن به محتوای اصلی

غزل شماره ۵۰ : جان نمی خواند جز این آواز روح

جان نمی خواند جز این آواز روح
در فلک پر می کشد با ناز روح
دل نمی گیرد سراغ خانه را
گر نباشد راه جز پرواز روح
خشت بر خشتی نهد بی دستمزد
سر بر جانان زند همراز روح
خویشتن از خویش و تن خالی کند
تا تهی گردد نهان از آز روح
پرّ و بال از راز جان آراسته
بال خود بگشوده چونان باز روح
تا کز آهنگ فلک غوغا کند
سرخوش از آن لحظه ی آغاز روح
حلمی از این خلق دون آهی و بس
در طرب باز آ به رقص و ساز روح
پیمایش کتاب